*************
مثل نیلوفر
*************
نیلوفری که زورق سیمین بر آب داشت
جا در هزار دایره ی سیمِ ناب داشت
بر سبزه ها ، ستاره شبنم دمیده بود
در چشمه ها ، بلور روان پیچ وتاب داشت
من بودم و تو بودی و آن سایبان سبز
دلهای هر دو حکم روان از شباب داشت
دست نوازش تو ، روان بود چون نسیم
بر سینه ای که روشنی و لطف آب داشت
آن بوسه های گرم که بر چهره مینشست
کی آبدار بود که شهد و شراب داشت
بر بال سبزفام درختان به دست باد
بر ما نثار پول زر از آفتاب داشت
میرفت لحظه ها به شتاب و گریز نور
در خاطرم ، گذشت زمان کی حساب داشت
عشقی که در شکوه به خورشید خنده زد
دیدی که در گریز نشان از شهاب داشت
گویی خیال بود وصالی که داشتیم
بیداری گذشته ما رنگ خواب داشت
میبافت شرح سستی بنیان عشق ما
نیلوفری که زرق سیمین بر آب داشت(از مهدی)