نویسنده: عسگری،لیلا؛
مجله: گویش شناسی سال 1386 - شماره 6
(29 صفحه - از 123 تا 151)
در این مقاله،برخی از نامها و اصطلاحات در گونههای مختلف زبان فارسی و گویشهای ایرانی بررسی و تحلیل شده است.نامها براشیای گوناگون و مفاهیم خاصی دلالت دارند امام پیوندشان به سبب داشتن اصلی مشترک با یکدیگر است.در این پژوهش، واژههای گویشی در چهار مقولهء مختلف(مواد خوراکی،گردی،ظروف،رنگ)،که صورتهای آوایی مشابه دارند،گردآوری شده است.هدف مقالهء حاضر یافتن توضیحی برای این شباهت و پیوند میان واژههای مورد بررسی است.این پیوند در واقع با فرض باور به ایزدبانوی بزرگ/ایزدبانوی مادر،که از باورهای کهن هند و اروپایی است،محتمل میشود. نتایج در نهایت نشان میدهد نخستین واژهها در ارتباط با باورهای انسانها بوده است.اکنون که این ارتباطها ناشناخته ماندهاند تحقیقاتی از این دست با تکیه برگویشها میتواند پیوند و همبستگی آغازین بین کلام و باورهای اسطورهای را نشان دهند.این نگاه نو به گویشهای ایرانی منجر به پیدایی حوزهء جدیدی در پژوهشهای فرهنگ عامه خواهد بود و بسیاری از مسائل تاریخ و فرهنگ ایران را روشن خواهد کرد.برای اثبات این فرضیه،بررسی تطبیقی با برخی از معادلهای زبان روسی نیز انجام گرفته است.
کلیدواژه ها : گویشهای ایرانی ،ایزدبانوی بزرگ ،کالی
آیین های مربوط به نان
برخی ار این نان ها همواره با مناسک و آیین های ویژه ای پخته میشوند و جنبه آیینی دارند. به همین سبب از اعتقادی خاص، ریشه دار و بسیار کهن خبر می دهد. برای نمونه، kolok در گونه باشتویه ای نانی است که در مراسم باران خواهی پخته میشود. در این آیین، در پاییزی که باران نمی بارد، جوانان مراسم دعای باران به حای می آورند و ، بر اساس آن، آیین و مراسمی ویژه انجام می دهند ( مانند خواندن شعر). آنها به در خانه های روستاییان می روند و شعرهای محلی می خوانند. مردم شب اول روی آنها آب می پاشند؛ شب دوم، جوانان از مردم آرد و روغن می گیرند و از آن نانی به نام " کُلُک" می پزند. درون نان، ریگی می گذارند و، بعد از تقسیم نان، ریگِ ریز زیر دندان هر که رفت باید زمان باریدن باران را پیش بینی کند. در صورتی که باران نبارد او را سخت کتک می زنند. در قدیم، اگر کسی زمان باریدن باران را اشتباه می گفت، سرش را می بریدند و مورد نفرت بوده است. چنان که قبر شخصی به نام میشکو در روستا وجود دارد که ظاهراً بر اثر خطای پیش بینی زمان باریدن باران کشته شده است. اما در حال حاضر نام کسی را که زمان باریدن باران را حدس می زند میشکو خوانند.
ارتباط ظروف (کوزه) با کالی، ایزد بانوی بزرگ
بررسی تصویر ایزد بانوی بزرگ در ادبیات و هنر باستان در دوره نوسنگی به یکی دیگر از کارکردهای او، یعنی اسمان و رطوبت آسمانی اشاره می کند. گلدان، کوزه و به طور کلی ظرف های انسان انگارانه متعلق به دوران نوسنگی نشان دهنده ایزد بانوی آسمان است که می توانسته باعث بارش باران شود. شیء ای که دارای این انگاره ترسیمی است، یعنی ظرف یا کوزه نیز، از لحاظ معنایی هم با باران مربوط است. ایزد بانویی که در آسمان جای دارد همانند ظرف رطوبت تصویر می شده، به همین دلیل، ظرف نگهداری آب هم به سان ایزدبانو تصور می شده است.
در اینجا نیز ایزدبانوی بزرگ، کالی، رد خود را در گویش ها و زبانهای ایرانی به جا گذاشته است. در فهرستی که مربوط به کوزه است، تمام نام ها شباهت آوایی چشمگیری با نام کالی دارند. در گرجستان(قفقاز) kala اصطلاحی است بومی که هم برای مفهوم زن به کار می رود هم برای "ظرف آب" (گلن 1991 : 12).